شروع اولین قاقالیلی خوووومزه

توقولی های مامان تبریک میگم
بالاخره بعد از این همه تلاش واسه ناخنک زدن به غذای ما حالا دیگه میتونید اولین قاقالیلی خوشمزه تون رو نوش جان کنید.
بعد از 5 ماهگی که پیش آقای دکتر معمار رفتیم،من کلی غر زدک که دکتر چرا این جوجه هام خیلی تپل نمیشن.اونم میگفت ازنظر من همه چیز بچه هات خوب و نرماله.من دوباره نق زدم که شیر خیلی کم میخورن تا اینکه اجازه داد غذای کمکی رو واستون شروع کنم.

اوایل بهتون فرنی باشیر دادم که خیلی دوست نداشتید ولی از وقتی حریره بادام بدون شیر درست میکنم خدا رو شکر دوست دارید.نوووووش جونتون.

و اماچه کارها که موقع غذا خوردن نمیکنید..
پارمیس جون که همش در حال فرار کردنه و یک فرد بیچاره مثل بابایی یا خاله مریم یا مامان مینا باید جلوش اینقدر برقصن و گیتار بزنن تا عرقشون در بیاد و پرنسس ما حواسش پرت شه و غدا بخوره
آقا پرهامم که ماشالله بیشتر از دستاش ،پاهاش کار میکنه و باید اینقدر باهاش کلنجار بری که با دست و پاهاش قاشق یا ظرف غذا رو نگیره یا اونو برنگردونه
تازه اینا بجز پوف پووووف کردن غذا تو هواست که هم سر و صورت خودتون، هم مامانی و هم تشک هاتون پر میشه
پرهامم که بعضی وقت ها غذا رو مثل آب نمک تو حلقش قل قل میکنه و میخنده




شروع اولین قاقالیلی خوووومزه 


